X
تبلیغات
رایتل
« خونــه مـــا »
آسمان ضمیر انسان است و خانه ی ما سرای دلها

  

جشن عاطفه ها 

دلیل فقر فقیران،محرومیت محرومان، و بینوایی بینوایان را باید در حرص و طمع رانت خوران و آقا زاده ها و دلالان و ثروت و قدرت ثروتمندان و مرفهان جامعه جستجو کرد، ثروتمندانی که با غرور و افتخار و لبخند، در جشن عاطفه ها شرکت می کنند، و از دریای ثروتی که به قیمت فقر محرومان اندوخته اند، قطره ای را به نا داران اعانه می دهند.جشن عاطفه ها، با قربانی کردن عاطفه و عشق، تصویر روشن نابرابری و تبعیض را بی پروا و با وقاحت، در جامعه طبقاتی نشان می دهد، و مرگ تلخ عاطفه در بلوای لحظه لحظه های این جشن فراموش می شود.عاطفه در غوغای جشن عاطفه ها می میرد، و حقیقت بر مرگ عاطفه سخت مویه می کند.سیمای جمهوری اسلامی که بخاطر کسب درآمد، از کانالهای مختلف متعدد، روزانه بارها و بارها با آهنگهای شاد، بدون در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی بسیاری از خانواده ها، لوازم تحریر لوکس را تبلیغ می کند، به برگزاری جشنی می بالد، که در آن چشمان کودکان محروم، سوال جستجو می کند. دفتر لوکس آزاده اسیری می آورد و لوازم تشریفاتی و زرق و برق دار دارا و سارا، خون بدل ساراهای نادار می کند

با شکم گرسنه و کیف کهنه و کفش پاره و شلوار وصله دار، بر روی نیمکت های رنگ و رو رفته، در کلاسهای شیشه شکسته، پای تخته سیاه کهنه می شود نشست، و با شوق و خنده و بی غصه، بر روی کاغذهای کاهی می توان نوشت، اگر که تبعیض نباشد، و عدالت باشد.محرومان کمک و اعانه و صدقه نمی خواهند، جامعه بی طبقه و عدالت می خواهند. دانش آموزان محروم و محکوم به تدریس در مدارس بی امکانات دولتی، کتاب و دفتر و لباس و کفش و غذا نمی خواهند، برابری می خواهند و برادری!جشن عاطفه ها و کمک ثروتمندان و سرمایه داران، کمکی به تحقق و اجرای عدالت نمی کند، که خود با بی تفاوتی، بی عدالتی را ترویج و تشویق می کند. نهایت انقلاب خونین اسلامی، نباید به جشن عاطفه ها ختم شود، که جشن عاطفه ها از زمانی شروع شد، که تشریفات و مدارس غیرانتفاعی، بر خلاف اصول قانون اساسی، متولد گشت و رشد کرد. جشن عاطفه ها قادر به پر کردن شکاف ایجاد شده طبقاتی نیست، عاطفه را نمی شود تقدیم کرد، فقط می توان تقسیم کرد.فقر و محرومیت و نا داری و بیچارگی و بدبختی را می توان تحمل و باور کرد، اما تبعیض و بی عدالتی را نمی توان بسادگی و بدون کینه و عقده، تحمل و باور کرد.جشن عاطفه ها، جشن رشد کینه و عقده هاست. جشن عاطفه ها، عزای فاطمه (س)، ماتم علی(ع) است. در تنها کشور شیعه جهان، این چه جشنی است، که با اعلام بی عدالتی، بخاطر فقر برگزار می شود؟
در جشن تبلیغاتی عاطفه ها، نوحه خوانان باید نوحه بخوانند و مرثیه سرایان مرثیه بسرایند، جشن عاطفه ها، جشن هدیه و اعانه و صدقه نیست. جشن حقیقی عاطفه ها، جشن عدالت است.در دوران انقلاب و سالهای سخت و تلخ جنگ تحمیلی، جشن عاطفه ها رنگ دیگر داشت، جشن عاطفه ها در آن دوران، جشن خون و شهادت و ایثار بود، و اما این جشن شهریوری عاطفه ها، میراث کدامین دولت است که به دولت عدالت محور اح. م .دی ن.ژ.اد سپرده شده است؟
در ماه عدالت ، منتظران باید که در جشن عاطفه خون گریه کنند. برویم عاطفه را، عدالت را، عشق را، انتظار را یکبار دیگر معنا کنیم. توده های محروم اجتماع تشنه عدالتند، و عدالت تنها یک تصویر دارد 

 

پ .ن : تقبل لله اعمالکم آقا التماس دعا داریم منو تو این شبای عزیز یادتون نره نیاز شدید به دعاتون دارم  

 

به نام خداوند بخشایشگر مهربان  
ما آن (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم
و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟!
شب قدر بهتر از هزار ماه است
فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان
هر امری را نازل می‌کنند
شبی است سرشار از سلامت تا طلوع سپیده. 

 

 (قرآن کریم، سوره قدر)

 

پ .ن۲: نداجون و سلی جون قبولیتونو تو دانشگاه تبریک میگم  

پ .ن۳: بنفشکی تبلدت مبارک البته با تاخیر  

پ .ن۳:آقا هرچی به مخم فشار میارم دیگه مناسبتی یادم نمیاد  

 

شب نیوز خدا از آسمون انداختت پائین!این مطلبو یکی از دوستای خوبم بهم داده بود بدونه منبع  من سه ساعت دنبال منبع این مطلب میگشتم ولی پیدا نکردم !!!

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1387 توسط آقا موشه | 34 نظر

 

به هر جا که نگاه میکنی پر شده از این آدم های عاشق(!) از اون عشق های عمیق.از نوع لیلی مجنونی .از همین عشق های کوچه بازاری و خیابانی .یکی عاشق دختر عموش..یکی عاشق همسایه اش..یکی عاشق کلفت خونه اش ..خلاصه از هر نوعی که بخواید هست..فقط کافیه اراده داشته باشید.... 

تو دنیای ما و همین دور و بر خود خودمون..تا دلت بخواد از این آدم ها ریخته..به خدا و به جون خودم که از همه دنیا بیشتر دوسش دارم !خسته شدیم..خسته شدیم از این 3 حرف.. از این همه ادعای عاشقی..این که دیگه تقصیر دولت و ملت و ا ح م د ی ن ‍ژ ا د نیست (شایدم باشه ها !:دی )خلاصه تو این دوره زمونه و در میون دوستان و آشنایان عاشقی بیداد میکند... 

موندیم ما چه کنیم ؟؟ گفتیم ما هم بریم عاشق بشیم بلکه تونستیم این جماعت و درکشون بکنیم ..ولی خیال خام ..اون آدمی که ما میخواستیم و تصمیم گرفتیم عاشقش بشیم هیچ وقت پیدا نشد که نشد..هر جا که رفتیم ! هر جا که نشستیم ! به همه ی آدما چپکی نگاه کردیم بلکه زوری هم که شده عاشق طرف بشیم ولی زهی خیال باطل ما همین جوری لنگ در هوا موندیم که موندیم عاشق هم نشدیم که هیچ ! هیچ کسی ام عاشقمون نشد  

ما که نفهمیدیم این آدما چشونه ؟ ی روز که حالشون خوبه از سر و کول آدم بالا میرن و رو اعصاب آدم کوهنوردی میکنن ..

یه روزم که حال ندارن . به قول خودشون دپرسن !!تا یه کلمه میگی به پدر و مادر و حتی جد آدم فحش نثار میکنن ..

یه روزم که احساس رمانتیکی بهشون دس میده باید بشینی کنارشون و توصیف رخ زیبای یار و حرفای عاشقونه شونون رو بشنوی و یه کمم حسودیت شه !

یه روزم که اعصاب هیچ کسو ندارن می شینن آهنگ داریوش گوش میکنن و و گریه میکنن..

یا اگه خیلی عاشقی شون بشه یه وبلاگ می زنن و هی توش از عشق می نویسن و ملت رو به گریه می اندازن !:دی 

                                            ++++++++++++++++++++ 

گاهی که فکر میکنم به عشق های بی سرانجام ..به عشق های دروغین..به داستان هایی که خوندم..به اتفاق هایی که واسه دوستام افتاده یا از نزدیک دیدم از هر چی که به عشق و عاشقی مربوط میشه حالم بد میشه و ترجیح میدم هیچ وقت عاشق نشم :دی :دی   

  

گاهی  هم که دوستانم رو میبینم که با التهاب از پسر مورد علاقه شون حرف میزنن ..از تیپ و قیافه و و از اندام زیبای و حرف های قشنگی که تحویل هم میدن و به عبارتی دل میدن و قلوه میگیرن ..دروغ چرا ؟! دوس دارم تجربه کنم این حس زیبایی (!) که هی دم می زنن از اون.. !

وقتی به این آدما میخندیم و دستشون می اندازیم همشون میگن : ما هم به عشق میخندیدیم ولی وقتی گرفتارش که بشی میفهمی چه نمیکنه این عشق :دی

تا این که شنیدم یکی از دوستان (زیاد نزدیک نه ) به خاطر اینکه پسر مورد علاقه ش رو با یه دختر دیگه دیده دس به خودکشی زده ...

ما هم اومدیم به این مخ نداشته مون فشار اوردیم که واقعا یه علاقه ارزش اینکه آدم خودشو به کشتن بده داره یا نه ؟ من که باشم میگم گور باباش :دی

++ یه زمانی کلمه ی عشق زیبایی خاص خودش رو داشت ..ولی این روز ها اینقدر گند زدن توش که حتی دیگه این 3 حرف منو یاد زیبایی ها نمی اندازه ....

تو دنیای ماشینی امروز عاشق ها از جدایی با دوس پسریا دوس دخترشون میرن تو فاز غم ..! و دوباره فردا یه عشق تازه ..و یه دوس پسر یا دوس دختر تازه ..

و جالب اینجاس که اسم اون رو عشق آتشین میزارن و 4 تا اهنگم قاطی اش میکنن :دی 

                                        +++++++++++++++++++

عشق پدیده ی عجیبیه !

دو تا قطره ی اشک تو رودخونه ی زندگی شناور بودن یکی به دیگری گفت : من قطره ی اشک دختری هستم که عاشق بود و عشقش رو از دس داد تو چی ؟ اون قطره گفت :من قطره ی اشک دختری هستم که عشقش رو به دس اورد ...

امیدوارم همه ی همخونه های من طعم عشق واقعی رو بچشن.!

منتظریم ..

ما رو هم دعوت کنید :دی

  ---------------------------------------------------------

یه پ . ن بی ربط: میتونید حدساتون رو در مورد قبول شدن من و ندا بزنید ..البته به شرطی که مامی نگه.. !!! البته بگم در مورد وکیل شدن بنده همتون به شدت سر کار بودین ! نه شما بابام هم همینطور..! :دی خوب دیگه نشد که بشم وکیل خونه مون!

  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1387 توسط سلی | 57 نظر

  

میدونین خونه بی در و پیکر به کجا میگن؟ 

یا اینکه بی صاحب...میدونین خونه بی صاحب بکجا میگن؟ 

یه سوال... 

میدونین چرا وقتی یه جایی کسی بهش رسیدگی نمیکنه بهش میگن انگار اموال مرده هاس که اینجور بیکس و کار افتاده؟ 

 

الان در مورد اینجا صدق میکنه... 

هرکدومتون رفتین پی کار خودتون و انگار نه انگار یک روزی تعهدی به اینجا داشتین و تعهدی بسته شده. 

موشی بدت نیاد ها....تو از همه بیشتر مقصری. 

اینجور نمیشه که امروز یکی بیاد بگه یا علی....فرداش غیبش بزنه بره حاجی حاجی مکه! 

 

بعد تازه بعد از یک قرن بیاد یه سلام و احوال پرسی و رفت تا سال آینده! 

اون از اونیکی وبلاگمون زیتون...اینم از اینیکی که مثلا خونه ی پدری و اجدادیمونه... 

حتما قراره دو روز دیگه یه جا دیگه خونه بزنیم که مثلا نو نوار و تازه باشه. 

هه.... هممون یه جورایی خیلی سهل انگاریم. 

بی هیچ استثنایی. 

 

سارا...بی معذرت

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1387 توسط زیتون | 12 نظر