X
تبلیغات
رایتل
« خونــه مـــا »
آسمان ضمیر انسان است و خانه ی ما سرای دلها

سلام

هرچند حالش نیومده ولی خب بلاخره باید شروع کرد ..

راستی ... چرا انقدر شروع سخته بچه ها؟! چرا آغاز کردن از جمله ی  توی یک نامه گرفته تا آغاز دوباره زندگی با داشته هات و نداشته هات انقدر سخته؟

میدونید من این روزا بدجوری توی فکر عادت کردنم .عادت می کنی که هر روز شب بشه و هر شب صبح. عادت می کنی به زندگیت، به کارت ، به برخورد اطرافیانت . یا گاهی خیلی جدی تر بدجوری عادت می کنی و عاشق میشی،  یعنی وقتی که به یه چیزی عمیقا عادت کردی احساس می کنی که نمیتونی ازش جدا شی و اسمش رو میذاری عشق .اما عشق هم حقیقتا یک عادته ..

حالا این ربطش به(( شروع)) اینه که وقتی بزرگترین و عمیقترین عادتهات اجبارا عوض میشن، مجبوری شروع کنی.

بدیش اینه که وقتی خودتو از دور نگاه می کنی می بینی اسیر یه خروار عادتی! عین اینه که داری به ساز همه ی هستی می رقصی !! بدجوری ضدحال می خوری!  اون وقته که دوباره دلت شروع می خواد .دلت میخواد تغییر کنی ، تغییر بدی ! اما خیلی سخته .. 

پ.ن : زیاد خودتو درگیر حرفهام نکن !

پ.ن : فردا روزی که زمین آفریده شد،  اونم از زمین زیر خانه ی کعبه ، میگن دعا مستجاب میشه ، التماس دعا

پ.ن : فردا جمعه ست ! آخیش ! این هفته هم به سلامتی گذشت! خدایا شکرت

پ.ن : مواظب خودت باش!

پ.ن: خدا حافظ همین حالا...   

**** جواب کامنتهاتون رو دادم ..میتوانید بملاحظید! 

 

 

                      قابل توجه علاقه مندان به نیمکت :    

 

 

  سرانجام پس از هزاران سال دوری از وطن! نیمکت برگشت!   

 

                                               myonlyseat.blogsky.com

نوشته شده در تاریخ پنج‌شنبه 21 آبان‌ماه سال 1388 توسط مونا | 42 نظر